شنبه , 25 می 2019
آموزش وردپرس
خانه » آموزش زبان انگلیسی » سرگرمی » یک داستان انگلیسی

یک داستان انگلیسی

در این پست یک داستان کوتاه انگلیسی سطح متوسط به همراه ترجمه فارسی قرار داده شده است:

داستان های کوتاه سطح متوسط انگلیسی

Happy and unhappy renters

Samantha, like many renters, is tired of renting. One reason is that her annual rent goes up like clockwork. Every year her landlord raises the rent five percent. Another reason is her neighbors. “New neighbors always seem to be more inconsiderate than the ones who moved out,” she said. “My first neighbor was a door-slammer; I always knew when he came home or left home. After he moved out, a saxophonist moved in. A saxophonist! He practiced two hours a day. On Saturday his friends would come over and I’d get to listen to a whole band. I called the police, but they said saxophone playing is permitted in apartments for up to four hours a day, because saxophone playing is job-related. They told me I was lucky that the guy was only playing two hours a day!”

There are many unhappy renters, but there are also happy renters. “I’ve been lucky my whole life,” said Howard, a middle-aged man. “My neighbors couldn’t have been any better if I had picked them myself. One neighbor was a chef. He’d bring me the best leftovers in the world. Another neighbor was a pianist. She played the most delightful music. Another neighbor was a mechanic who did my tune-ups and changed the oil in my car. My latest neighbor is a birder; we go birding every weekend with our binoculars.”

Different persons have different attitudes. Samantha saw the saxophone player as irritating, yet Howard saw the piano player as delightful. Millions of people would be happy just to have a roof over their head. Yet there are millions who would complain that their roof is the wrong color.

ترجمه داستان کوتاه انگلیسی

مستاجران راضی و ناخشنود

سامانتا مثل خیلی از مستاجران از اجاره نشینی خسته شده است. یک دلیل آن این است که اجاره سالانه به سرعت بالا می رود. صاحب خانه او هر سال اجاره را 5 درصد افزایش می دهد. دلیل دیگر همسایه های او هستند. او گفت “همسایه های جدید همیشه به نظر میاید نسبت به همسایه های قبلی که از اینجا رفته اند کمتر اهمیت می دهند”. “اولین همسایه ام در را محکم می بست؛ همیشه می دانستم چه زمانی به خانه می آید و چه زمانی بیرون می رود. بعد از اینکه او از اینجا رفت، یک نوازنده ساکسوفون به جای او به اینجا نقل مکان کرد. یک نوازنده ساکسوفون! او 2 ساعت در روز تمرین می کرد. شنبه ها دوستانش پیش او می آمدند و من می توانستم به کل یک گروه گوش کنم. به پلیس زنگ زدم، ولی آنها گفتند نواختن ساکسوفون در آپارتمان تا 4 ساعت در روز مجاز است، چون نواختن ساکسوفون مربوط به کار است. آنها به من گفتند که خوش شانس بودم آن شخص فقط 2 ساعت در روز تمرین می کند!”

مستاجران ناراضی زیادی وجود دارند، ولی مستاجران راضی هم هستند. هوارد که شخصی میان سال است گفت “من در تمام زندگیم خوش شانس بودم”. “حتی اگر خودم می خواستم همسایه هام را انتخاب کنم از این بهتر نمی شدند. یکی از همسایه هام سرآشپز بود. او بهترین باقی مانده های غذا در دنیا را برای من می آورد. یکی دیگر از همسایه هام نوازنده پیانو بود. او لذت بخش ترین موسیقی ها را می نواخت. همسایه های دیگرم مکانیک بود که کارهای تنظیم موتور و تعویض ماشینم را انجام می داد. جدیدترین همسایه ام یک پرنده شناس است؛ ما آخر هفته ها با دوربین هایمان به مشاهده پرندگان می رویم.”

افراد مختلف نظرات متفاوتی دارند. سامانتا نوازنده ساکسوفون را آزار دهنده می دید، ولی هوارد موسیقی های نوازنده پیانو را لذت بخش می دید. میلیون ها نفر فقط از اینکه یک سقف بالای سرشان داشته باشند خوشحال هستند. با این وجود میلیون ها نفر هم هستند که حتی در مورد رنگ سقف شان هم گله و شکایت می کند.

مطالب مرتبط:

داستان تصویری انگلیسی

مجلات آموزش زبان انگلیسی

چیستان انگلیسی با ترجمه و جواب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *